و اما بعد...
سلام. خبر خوب بهم رسیده (دعا کنید که جز آن نشود که آنم آرزوست) میخوام شما رو هم خوشحال کنم. خانومها توصیه میکنم که شما از اینجا به بعد مطلب رو بیخیال؛ من چند کلمهای خصوصی با آقایون صحبت کنم. درس زندگی بدم بهشون! 
درس امروز راجع به ادبیات خانومهای محترم است که هی از دامنشون مرد میفرستن معراج (به جون بچهام من اصلا مشکلی با خانومها ندارم و از پشت همین تریبون اعلام میدارم که جواب آزمایش Zz خونم هم مثبت میباشد ). در ستون سمت راست کلامی که از دهان مبارک یک زن بیرون میآید و در سمت چپ معنی اصلی (منظوری که در ذهن مبارک است) نوشته شده است:
«بله» = نه!
«نه» = بله!
«شاید» = نه!
«متاسفم» = به غلط کردن میندازمت!
«ما احتیاج داریم به ...» = من میخوام یه ...
«هرچی تو بگی» = منظورمُ میفهمی؟!
«به کارت ادامه بده» = همین الان تمومش کن!
«نه، ناراحت نیستم...» = معلومه که ناراحتم احمق!
«عزیزم باید با هم حرف بزنیم» = میخوام نق بزنم!
«عزیزم آشپزخونه به تعمیرات نیاز داره» = من یه خونهی جدید میخوام!
«عزیزم میخوام پردهی نو بخرم» = و فرش و مبل و کاغذ دیواری و ...
«دوستم داری؟» = یه چیز گرون قیمت میخوام
«چقدر دوستم داری؟» = باز یه کاری کردم که تو واقعا بدت میاد!
«الان حاضر میشم» = کفشاتو در بیار بشین پای مسابقهی فوتبال.
«من اضافه وزن دارم؟» = بهم دروغ بگو.
«باید یاد بگیریم با هم گفتگو کنیم» = باید موافقت کردن یاد بگیری.
«اصلا به حرفم گوش میدی؟» = [خیلی دیر شده دوست من. فاتحهت رو بخون.]
«هر کاری میخوای بکن» = بعدا پشیمونت میکنم!
پ.ن: خدا لعنت کنه هرکی این اراجیف رو نوشته! (خدا از سر تقصیرات مترجم مطلب هم بگذره )
|