و اما بعد...
...زین آتش نهفته که در سینهی من است
خورشید شعلهایست که در آسمان گرفت!
آسوده بر کنار چو پرگار میشدم
دوران چو نقطه عاقبتم در میان گرفت...
تموم شد! بالاخره امتحانات کذایی بنده هم تموم شد ولی چه تموم شدنی؟!!! بگذریم...
در چه حالید رفقا؟ ایندفه منو بیخیال. ایندفه تو کامنتاتون از خودتون بگید. از ایام... از روزگار.
پیروز باشید.