هیچکس
  
 
 
خرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31
 
آمدگان و رفتگان : 101541


یادش به خیر

آموزش زبان Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
پنجشنبه 24 آذر ماه سال 1384
کاش

و اما بعد...

کاش شنبه بود، ساعت ۴ یا یکشنبه ساعت ۲ یا دوشنبه ساعت ۱۰ یا سه‌شنبه ساعت ۱۲:۳۰ یا چهارشنبه ساعت ۶ و کاش هیچوقت پنجشنبه و جمعه نبود! آنوقت من خواب می‌دیدم. خوابهای خوب! آنقدر خوب که گاه شک می‌کنم به رویا بودنشان!

وقتی من خواب می‌بینم؛ خیابان شریعتی کوتاه می‌شود. خیلی کوتاه! خیابان ولیعصر از بن‌بست‌ترین کوچه‌ی محله‌ی ما هم کوتاه‌تر می‌شود!

کاش من هم می‌توانستم چای را تلخ بنوشم. کاش ساق پای من هم درد کند! کاش هیچوقت هوا سرد نباشد. کاش خستگی بمیرد!

 


 
دوشنبه 14 آذر ماه سال 1384
هیچیم...

 

و اما بعد...

هیچیم؛

هیچیم و چیزی کم.

ما نیستیم از اهل این عالم که می‌بینید.

وز اهل عالم‌های دیگر هم.

یعنی چه؟ پس اهل کجا هستیم؟!

از عالم هیچیم و چیزی کم.

                                                  «مهدی اخوان ثالث»


 
جمعه 4 آذر ماه سال 1384
The Key

 

و اما بعد...

"To "You

,He is the King, who has the key

,He rules the land and so the sea

,He has the all and me nothing

.I got the Fall and he th' Spring

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 

Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
من نمی‌دانم که‌ام در بارگاه کبریا
حلقه‌ی بیرون در بیدل خطابم می‌کنند
شناسنامه کامل من...