| |
| چهارشنبه 20 مهر ماه سال 1384 |
| راز عشق |

و اما بعد...
راز عشق تو را با درخت در میان گذاشتم نقشی از «قلب و تیر».
|
|
| |
| جمعه 15 مهر ماه سال 1384 |
| وسوسه |
و اما بعد...
من در مقابل هر چیزی میتوانم مقاومت کنم به جز «وسوسه»!
."I can resist everything except "temptation
«اسکار وایلد»
پ.ن : ماه رمضون به همگی خوش بگذره 
|
|
| |
| یکشنبه 3 مهر ماه سال 1384 |
| سفرنامه |
و اما بعد...
سلام. من برگشتم از سفر شیراز، از سفر شب، ستاره، سرخوشی، تصادف! دیدار، شادی، مستی، خاطره، عاشقی، زیبایی، دلتنگی، غروب، دشت، کوه، جدایی، اشک و ... اینم سوغات برای شما:
هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود از دماغ من سرگشته خیال دهنت به جفای فلک و غصهی دوران نرود در ازل بست دلم با سر زلفت پیوند تا ابد سرنکشد وز سر پیمان نرود هرچه جز بار غمت بر دل مسکین منست برود از دل من وز دل من آن نرود آنچنان مهر توام در دل و جان جای گرفت که اگر سر برود از دل و از جان نرود گر رود از پی خوبان دل من معذورست درد دارد چه کند کز پی درمان نرود هر که خواهد که چو حافظ نشود سرگردان دل به خوبان ندهد وز پی ایشان نرود!
پیروز باشید.
پ.ن: اولا یه دنیا تشکر برای اینهمه لطف. دوما نتایج سرشماری رو به این شرح اعلام میدارم: از تعداد ۱۷ کامنت داده شده و یک اساماس برای پست قبل ۱۰ نفر خواستن که جواب داده بشه، ۶ نفر نظری در این رابطه ندادن و ۲ نفر هم امر کردن به پاسخ ندادن. با این تفاسیر هیچکس همچنان به کامنتها پاسخ میدهد و شرمندهی عزیزانی میشود که خواستن پاسخی داده نشه (یعنی به درخواست خودشون پاسخ به کامنتشون داده نمیشه، اگرعزیز دیگهای هم میخواد پاسخ داده نشه در انتهای کامنتش بی زحمت ذکر کنه : «ب.پ» یعنی بدون پاسخ) مخلص همگی، باشید تا همیشه.
|
|