| |
| جمعه 28 اسفند ماه سال 1383 |
| نوروز |

و اما بعد...
سلام. ۳۶۵ روز دیگه از حسابمون تو بانک «عمر» کم شد.... خب من هم بهتره حسابهای آخر سال رو ببندم... همهی دوستانی که لینکشون رو دارم، دوستانی که لینکشون رو از دست دادم! عزیزانی که لینکشون بعدها اضافه خواهد شد، مهربانانی که من و «هیچستان» من رو با نظراتشون یاری کردند، از همتون ممنونم و دوستتون دارم. همگی «خوبید» تنها دل «هیچکس» دل نیست... با من باشید تا همیشه. برای خودتون و خانوادههای عزیزتون آرزوی بهترینها رو دارم. «در لحظهی شکفتن نوروز» من رو هم به یاد داشته باشید.
« نرم نرمک میرسد اینک بهار» « اما ز گل نشانش نیست». من نمیدانم «این چه رازیست که هر بار بهار با عزای دل ما میآید؟...» «خاک جان یافته است» من «چرا سنگ شدم؟» من «چرا اینهمه دلتنگ شدم؟»....
پیروز باشید. |
|