| |
| سه شنبه 31 شهریور ماه سال 1383 |
| سفر |
و اما بعد....
سلام بالاخره بعد از ۲ سال از تهران زدم بیرون و یه سفر یه هفتهای رفتم شیراز. شرمندهام که بی خدا حافظی رفتم و شرمنده تر از اون که بی سوغاتی برگشتم! در حال حاضر هم به دلیل خستگی زیاد دارم رسما بیهوش میشم! پس فعلا: پیروز باشید. |
|
| |
| چهارشنبه 11 شهریور ماه سال 1383 |
| دلمشغولی (۲) |

و اما بعد...
سلام
درد بسیار است اما آشنا با درد نه....
پیروز باشید. |
|
| |
| چهارشنبه 4 شهریور ماه سال 1383 |
| دلمشغولی (۱) |
و اما بعد...
سلام
آنقدر نفس میکشم تا تمام شود همهی آن هوایی که هنوز سراغ تو را میگیرد...
آنقدر نفس میکشم تا تمام شود زندگیام...
پیروز باشید.
|
|