هیچکس
  
 
 
خرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31
 
آمدگان و رفتگان : 101514


یادش به خیر

دو سیم کارت در یک گوشی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
پنجشنبه 27 آذر ماه سال 1382
عشق خالق...

واما بعد...
سلام

ای عزیز این حدیث را گوش دار که مصطفی_علیه السلام_گفت:(( مَن عَشقَ و عفَّ ثمَّ کتَمَ فماتَ ماتَ شهیداً.)) هر که عاشق شود و آنگاه عشق پنهان دارد و بر عشق بمیرد شهید باشد. هر چند میکوشم که از عشق در گذرم، عشق مرا شیفته و سرگردان میدارد؛ و با این همه، او غالب شود و من مغلوب. با عشق کی توانم کوشید؟!

کارم اندر عشق مشکل میشود          خان و مانم در سر دل میشود
هر زمان گویم که بگریزم ز عشق       عشق پیش از من به منزل میشود

دریغا عشق فرض راه است همه کس را. دریغا اگر عشق خالق نداری باری عشق مخلوق مهیّا کن تا قدر این کلمات ترا حاصل شود.
ای عزیز به خدا رسیدن فرض است، و لابد هر چه به واسطه ی آن به خدا رسند فرض باشد به نزدیک طالبان. عشق بنده را به خدا رساند، پس عشق از بهر این معنی فرض راه آمد
. ای عزیز مجنون صفتی باید که از نام لیلی شنیدن جان توان باختن، فارغ را از عشق لیلی چه باک و چه خبر!...

از کتاب تمهیدات
عین القضات همدانی.

سوال:
اگر ما در مرحله‌ی عشق مخلوق بمونیم و نتونیم جلو تر بریم، عاشقیم؟


 
سه شنبه 18 آذر ماه سال 1382
وبلاگ

واما بعد...
سلام
حال همگی که خوبه انشاالله؟
بریم سر اصل مطلب :
امروز داشتم تو روزنامه‌ها دنبال مطلبی میگشتم که به این مقاله از صفحه‌ی "نسل سوم" از روزنامه‌ی جام‌جم تاریخ دوشنبه ۱۷ آذر برخوردم. مقاله‌ی خیلی توپی بود که من به دلیل زیاد بودن مطلب ناچارا به نوشتن عنوان مقاله بسنده میکنم دیگه قضاوت با شما عزیزان.

وبلاگ نویسی؛ مد یا علاقه؟

راستی به غیر از عنوان اجازه بدید شروع مقاله رو هم براتون بنویسم قشنگه...

.... هر وقت قفلش را باز میکردی رایحه‌ی گل محمدی با عطر خاطرات روزهای گذشته میریخت توی تمام وجودت. شیطنت‌ها، دعواها، دوستی‌ها، تقلبهایی که آقا معلم نفهمید و فهمید، قهر، آشتی، اردوی شمال...اما حالا دیگر خیلی وقت است که قفلش باز نشده، حالا در عصر ارتباطات و اینترنت شاید جای دیگری را پیدا کرده‌ای که زندگیت را حک کنی؛ جایی مثل یک وبلاگ.
حالا شاید تو هر روز، دهها دقیقه مینشینی و چشمهایت را میدوزی درچشم کامپیوتر(آخ ببخشید منظورم رایانه بود!) و وبلاگت را مینویسی و سری به وبلاگهای بقیه بروبچ میزنی و بعد یک کامنت میگذاری که وبلاگت را دیدم، به وبلاگ من سر بزن.
تا چند روز دیگر دومین دوره‌ی مسابقه‌ی وبلاگهای فارسی شروع خواهد شد. دبیر این مسابقه اعلام کرده است تا ظهر روز چهارشنبه حدود ۷۰۰ بلاگ توسط نویسندگان یا علاقمندان در مسابقه ثبت شده است.(البته من فکر میکنم استفاده از فعل آینده یعنی ثبت خواهد شد مناسب تر باشه. بگذریم اصلا به من چه!)
محمود اروج زاده با بیان این که مسابقه از ۱۴ موضوع تشکیل شده است، میگوید: تا کنون موضوعات روزنگاری شخصی، ادب و هنر، زیباترین قالب وبلاگ(قابل توجه پاکثیف و لطیفه خانم)، همچنین فرهنگ و اندیشه و موضوعات علمی-آموزشی، بالاترین رتبه را در تعداد وبلاگهای ثبت شده به خود اختصاص داده اند.
والسلام.
پیروز باشید.

دوستان با مرام و با عاطفه‌ی خودم به لینکی که هم‌اکنون(۱۹/۹/۸۲ ساعت ۹:۰۱شب) به دست من رسید حتما سر بزنید!


 
دوشنبه 10 آذر ماه سال 1382
دادگاه...

قاضی: خانم شما همچنان سرحرفتون هستید؟

زن: بله حاج آقا من نمیتونم با کسی که بهم دروغ گقته با کسی که حق منو زیر پا گذاشته زندگی کنم...

مرد: حاج آقا من دروغ نگفتم من فقط یه موضوع رو ناگفته گذاشتم...

قاضی: لطفا تا ازتون سوال نکردم صحبت نکنید، چرا قبل از ازدواج به ایشون نگفتید که اعتیاد دارید؟

مرد: آخه دوستش داشتم؛ اگه میگفتم باهام ازدواج نمیکرد. با خودم گفتم ترک میکنم بعدا بهش میگم...

قاضی: بعدا یعنی کی؟ یه همچین موضوع مهمی رو از ایشون مخفی کردی فقط به خاطر این که دوستش داشتی؟ یعنی چون به این خانم علاقه داشتی حق ایشون رو ضایع کردی؟

مرد(درحالی که به آرامی گریه میکنه): اگه بهش میگفتم ولم میکرد میرفت؛ خودشم خوب میدونه که من نمیتونم بدون اون زنده بمونم.

قاضی: این حق زوجین که قبل از ازدواج همه چیز رو راجع به هم بدونن و شما این حق رو از این خانم دریغ کردی؛ خانم اگر این آقا به دادگاه تعهد بدن که اعتیادشون رو ترک کنن، شما حاضر به ادامه ی زندگی میشین؟

زن: خیر، به هیچ وجه.منم دوستش دارم منم نمیتونم بدون اون زنده بمونم ولی من از کجا بدونم ایشون دیگه به قول خودشون هیچ مطلبی رو ناگفته نذاشتن؟ اصلا حاج آقا من نمیتونم با یه معتاد زیر یه سقف باشم، نمیتونم با یه معتاد شب و روزمو سر کنم؛ فقط طلاق!

آیا واقعا میشه به بهانه‌ی عشق از حق معشوق گذشت؟


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 

Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
من نمی‌دانم که‌ام در بارگاه کبریا
حلقه‌ی بیرون در بیدل خطابم می‌کنند
شناسنامه کامل من...